جعفر شهرى باف
98
طهران قديم ( فارسى )
اگر چه كار اين گروه پذيرايى خانمهاى اندرون و رسيدگى به غذا و نظافت منزل و امور روزمرهء آنها بود اما در باطن تكليفشان تفتيش و مواظبت رفتار و حركات آنان با خويشان و بستگان و ملاقاتشان در معاشرتهاى همخانگى با يكديگر و دقت در مكاتبات و مراسلات و مانند آن كه دقيقا زير نظر گرفته به عرض خواجه باشى برسانند . خواجه باشى نيز وظيفه داشت كه مانند سرپرستى مختار حركات كم اهميت زنان را گوشزدشان نموده ، زشتىهاى ناهنجارشان را به سرپرست زنان اندرون كه از مسنترين و محترمترين بانوان حرم انتخاب مىشدند اطلاع بدهد تا در صورت لزوم به سمع شاه رسانيده يا هر گونه كه خود صلاح بدانند از پردهدرى و تنبيه و توبيخ و اختفا عمل بكنند . اين دقت و مواظبت در مراقبت زنان از آن جهت بود كه بانوان حرم شاه در زمرهء نواميس اكبر به شمار آمده بايد از ديد هر نامحرم بر كنار بمانند و همين سنت بود كه ايشان را در رديف زندانيان سياسى خطرناك قرار مىداد كه خدمه بايد كمال توجه و امعان نظر در جهتشان مرعى داشته تا آنجا كه اين محروميتها و محدوديتها بسا از آنان را به طرف مرگ و انتحار مىكشيد . مخصوصا اين سختگيرىها هنگامى به اوج مىرسيد كه بخواهند جهت ملاقات پدر و مادر و خويشان پا از اندرون بيرون گذارده يا حركت و سفرى در پيش داشته باشند . خانم اندرون حق نداشت حتى به عمارات داخل اندرون رفت و آمد نمايد مگر با چادر سياه و چاقچور « 14 » و روبنده « 15 » و حفظ و حصان تمام ، همراه مواظبت كامل خواجهها و ددهها كه مستخدمين مرد را از مسير او بر كنار بكنند . حق رفت و آمد به خانهء هيچيك از اقوام و خويشان و پدر و مادر خود را نداشت مگر با اجازهء
--> ( 14 ) . پاىپوشى مانند شلوار گشاد ، در مصرف جوراب كه از پارچه سياه ، با چين و چروكهاى زياد كه اندام پا ظاهر نشود دوخته ميشد ، مگر از مچ پا بپايين كه مچش تنگ و با انداختن كف به صورت جوراب درآمده ، بگونهء شلوار به پا كشيده شده با بندى كه از ليفهاش ميگذشت بكمر محكم شده گره مىخورد و بسا كه اين گرهها در زنان جوان وسيلهء ددهها نظارت و قفل شده ، در قضاى حوائج توسط خودشان باز ميشدند ! ( 15 ) . پارچهاى معمولا سفيد به عرض نيم متر و طول يك متر براى پوشش رو كه براى ديد در آن ، مقابل چشمها را مشبك مىساختند و بندشان بسر بسته از جلو صورت به طرف پايين ميآويختند .